أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

221

قانون ( فارسى )

از سوى ديگر آب پشت نرينه غليظ ، گرم و كاملا به پختگى رسيده است ؛ در صورتى كه آب پشت مادينه كمتر به پختگى رسيده و از جنس خون حيض است و تغيير چندانى نيافته است و در دور شدن از مادهء خونى نيز به آب پشت نرينه نمىرسد . هم ازاين‌رو است كه فيلسوف پيشينه آب پشت مادينه را حيض ناميده است . آنان در نظريهء خود چنين اظهار مىكنند كه آب پشت نرينه در اندازه بخشيدن و بزرگى و كوچكى جرم جنين دخالت چندانى ندارد كه به حساب آيد . اين اندازه گرفتن و اندازه دادن به جرم جنين به عهدهء آب پشت مادينه يا بگوييم مادهء ناشى از حيض موجود در مادينه است . آب پشت نرينه همان كاربرد را داراست كه پنيرمايه در شير انجام مىدهد و بزر مايع موجود در مادينه به جاى شير پنير مايه زده است و بزرگى و كوچكى جسم جنين بسته به بيشيى و كمى و نيرومندى و ناتوانى آب پشت مادينه است . نيروگيرى و بيش و كمى آب پشت نرينه و آب پشت مادينه هر دو بسته به نوع غذاهايى است كه مناسب حال آب پشت باشند . غذاهايى كه گرم و تر و روان‌افزا هستند آب پشت را نيرو مىدهند و زياد مىكنند . آيا اين دو نظريه كداميك درست هدف را زده‌اند ، داورى با دانشمندان طبيعى است . براى طبيب بسيار لازم نيست كه اينها را بداند . البته ما در كتابهاى اساسى خود اين مسأله را بيشتر شرح و توضيح داده‌ايم . بقراط دربارهء منشأ و سرچشمهء آب پشت ، عقايدى دارد كه به‌طور خلاصه چنين است : مىفرمايد : « قسمت اعظم مادهء آب پشت - كه از مغز تراوش مىكند - به دو رگ پشت دو گوش وارد مىشود . اين مادهء تراوش شده از مغز - كه گوهر منى را تشكيل مىدهد - خونى است شير مزاج . دو رگ پشت دو گوش كه آن را از مغز تحويل مىگيرند به نخاع پيوسته‌اند تا از مغز و از شبيه و همكار مغز - كه نخاع است - فاصلهء زيادى نگيرند و در اين راه دور كه مىپيمايند و بايد ماده را به سرمنزل مطلوب برسانند ، مادهء خونى نامبرده تغيير مزاج ندهد و از اثربخشى نيفتد . اين دو رگ مادهء آب پشت رسان بعد از چندى ماده را تحويل نخاع مىدهند و از نخاع به كليه مىرسد و كليه آن را به رگهايى مىسپارد كه به بيضه‌ها مىآيند و سرانجام مادهء گوهر آب پشت در بيضه‌ها مستقر مىشود . » بقراط در تأييد نظريهء خود مىفرمايد : « دليل و گواه بر صحت اين نظريه همين است كه هرگاه دو رگ پشت دو گوش را قطع كنند ، انسان نسلش قطع مىشود و از توليد مثل ناتوان مىگردد . » جالينوس مىفرمايد : « براى من روشن نشده است كه اگر دو رگ پشت گوش را بزنند قطع نسل بدنبال دارد يا نه . » امّا نظريهء من در اين‌باره چنين است : لازم نيست همگى آب پشت از مغز تراوش كند و اندامان ديگر در آن سهيم نباشند ؛ ممكن است خمير مايهء مادهء آب پشت از مغز بتراود . آنچه بقراط دربارهء دو رگ پشت دو گوش فرموده است كاملا صحيح است ، زيرا خمير مايهء اصلى آب پشت از راه اين دو رگ از مغز جارى است . اما حتما